شبیه هرم یخ بسته ی سه گوش ٬ با تیزی گوشه هایی از چنگک زنگوله دار
آخرین گوشه ی دیوار اجاره شده ی سر راهی
با آخرین و خرده پاترین افکار خرد شده ی دسته دوم٬همه پشت به پشت هم صف کشیده اند
راه حل بی حساب و کتابی با معماهای منسوخ شده ٬دماغ مالیده ی فرشند.
هندوانه سرخ هوس می کنم ٬ما بین راه پیمایی قله ی ترک برداشته ی قاچ قاچ
عجب هوس نو پایی دارم!!!
میلم سر ریز کرده٬ جورابم را چاق چله می کند. سنگینی بادکرده ی پاها ٬گونه را پایین میکشد
مثل پریدن دکمه ی شلوار ما قبل عروسی
دو نفر جدا افتاده اند٬ بی پذیرایی
و در آخر٬صورت حساب میز بقلی٬روی صورت حساب سفارش نداده ام٬آجر آجر بالا می رود